على ربانى گلپايگانى

437

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

حصولى پديد آمده‌اند ، در حالى كه ادراك حضورى ، امرى جزئى است ولى همين ادراك حضورى در مرحلهء بعد به علم و ادراك حصولى مبدل مىشود و اين در مرحله‌اى است كه انسان معلوم حضورى خود را مورد توجه مستقل قرار مىدهد و آن را حكايت مىكند . و در هرحال هدف از مثال فوق اين است كه عليت و معلوليت اگرچه از معقولات ثانيه است ( معقولات ثانيه فلسفى ) ، ولى مستند به ادراك ديگرى است كه از طريق شهود باطنى حاصل گرديده است و بدين طريق مرتبط با خارج مىباشد و بعد از آنكه رابطهء عليت را در نفس خود يافت ، آن را به همه مواردى كه همان ملاك ، موجود باشد توسعه مىدهد و قانون عليت با ويژگى كليّت مورد توجه و ادراك ذهن قرار مىگيرد ، كه خود عليت ، معقول ثانى فلسفى است و كليت آن معقول ثانى منطقى . بنابراين براساس بحثهايى كه فلاسفه اسلامى در مبحث وجود ذهنى ( معقولات اوليه ) و در بحث مربوط به معقولات ثانيه مطرح كرده‌اند ، مشكل شناخت حل گرديده و بن‌بستى كه فلاسفه جديد اروپا از عهدهء گشودن آن برنيامده‌اند باز مىگردد « 1 » . * * * پايان جزء اول و انشاء اللّه جزء دوم از اوّل مرحلهء پنجم كتاب آغاز مىشود .

--> ( 1 ) آنچه در اين بخش بيان گرديد ، متخذ از شرح مبسوط منظومه متفكر شهيد مطهرى ( ره ) ، بود كه با مقدارى دخل و تصرف و به صورت فشرده و در عين حال روشن و گويا بازگو گرديد ، شكر اللّه سعيه و رفع فى الجنان مقامه ، و دربارهء چگونگى پيدايش مفاهيمى از قبيل : وجود ، عدم ، وحدت ، كثرت ، جوهر و عرض به اصول فلسفه ، ج 2 ، مقاله پنجم رجوع شود .